کمال گراها
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 0:35
واسه ما کمال گراها، تصمیم گرفتن، اراده کردن، تلاش کردن ، مدیریت کردن و حتی نظم دادن های ساده مثل جون دادن میمونه... واسه همون بهمون برچسب تنبلی میزنن. میدونی چرا؟ چون باید برامون همه ی شرایط بیست باشه که ما بتونیم از جامون بلند شیم و گرنه درجا میزنیم...و تا مجبور نباشیم کار خاصی انجام نمیدیم... حت...
لعنت به این کرونا
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
خونه نشینی ادمو چاق میکنه! همش بخور و بخواب و فیلم!دلم واسه روزایی که سرکار میرفتم تنگ شده...
والا
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
مامان دوبار زنگ زد و گفت به فامیل زنگ بزن و تبریک عید بگو! و من دلیلی برای انجام این کار نمیبینم! ماشالله یکی دوتا که نیستن یه لشکر فامیلن! این کرونا اومد و یک سال ما رو از شر مهمونی رفتن خلاص کرد که دلیل نمیشه دهان مبارک را پشت تلفن خشک کنیم واسه یه تبریک! اونم واسه فامیلی که اکثریتشون جز حسادت و چ...
متفاوت از همیشه
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
بیکاری و به پوچی گذراندن این ایام عید و اختلالات هورمونی ناشی از دوران دردآور قاعدگی چنان در سیستم اعصابم لانه کرده که هرلحظه مرا به هاپو شدن میکشاند!!خداوندا اگر درد میدهی صبر هم عطا فرما که هم خودم دندان بر جگر گذارم و هم همسر بینوا از دست غرغرهای دائمی ام به ستوه نیاید!
حالشو ببر
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
ولی خودمونیم... این تعطیلی و بیکاری این روزا بهم ای فرصت و داد که بفهمم چقد تا قبل این شاسکول بودم!مثلا به گریه های روزانه چندماه پیشم فکر کنم و خودمو بابت اون روزهایی که انقد خودمو اذیت میکردم فحش بدم و بخندم!نمیدونم چرا جمله" دنیا دوروزه" هیچ وقت به کتم نمیرفت ولی الان واقعا دارم به این جمله فیلسو...
افتخار نامه!!
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
تو زندگی یه مرحله هست که با خودت به این نتیجه میرسی که حتی اگه دنیارو هم بهت بدن بازم به اندازه آرامشی که الان داری باارزش نیس...تصمیمی که امشب گرفتم باعث شد یه موقعیت خوب و از دست بدم ولی در عوض از عذاب وجدانش راحت شدم و اصلا هم پشیمون نیستم...تازه دارم خودمو میشناسم و به خودم افتخار میکنم!
پیشرفت نامه من!!
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
یک و نیم ماه از تعطیلات کرونا میگذره و من تنها استفاده ای که تونستم ازش ببرم دیدن فیلم بود! نه زبان خوندم نه روی هنرم وقت گذاشتم و نه کتاب های انبار شده در قفسه را مطالعه نمودم!! واقعا نمیدونم این حجم
تنبلی
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
زیادم تقصیر خودم نیس که تنبلم!این تنبلیه که دست از سر من برنمیداره!اصلا مثل اعتیاد میمونه...خیلی تلاش کردم ترکش کنم اما هردفعه برگشت بهم گفت .... نخور!! مخصوصا تو این روزهای قرنطینه که میتونست فرصت خوبی برای تلاشهام باشه فقط جا خوش کرد تو وجودم!شاید افراد تلاشگر فک کنن ما از تنبلی لذت میبریم ولی در ...
شکستن غول تنبلی
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
دوروزه پیشرفت خیلی خاصی رو در خودم ملاحظه میکنم!مثلا چندروزه که قصد دارم یه تونیک با مدلی که دوست دارم بدوزم...دیگه تنبلی نکردم و هی با خودم نگفتم ولش کن. بلکه برعکس...!پریشب الگو کشیدم، دیروز مدل و ر
فامیلای کودن ما
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
تو بیخوابی شبانه دیشبم کلی با ادمای دور و برم تو ذهنم درگیر شدم!اولیش اینکه دلم میخواست جوری زندگی کنم که فامیلای فضول و خاله زنکم بفهمن از اینکه سوژه غیبت های روزانه اونا هستم به شخمم نیس... موفقیت ه
بچه بی بچه
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:26
من به عنوان یه دختر یه فاز دارم که واقعا با بقیه دخترا متفاوته!اونم اینکه من برعکس خیلی از دخترا که مادرشدن جزئی از رویاهاشونه و حتی تو دوران بچکی با عروسکاشون مامان بازی میکنن هیچ وقت دلم نمیخواست ای
مبارزه ذهنی خودم
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
نزدیک یک ماهه که یه عادت خیلی خوب رو به خودم یاد دادم و اون کمرنگ کردن یاداوری دوران تلخ کودکی بود که خیلی ازارم میداد که خوشبختانه ریشه کن کردمش و دیگه از اون گریه های ناگهانی و یواشکی خبری نیست...
همسر از چشمم افتاد
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
بارها و بارها با همسر صحبت کردم و گفتم که دعوا تو زندگی مشترک باید روی اصول خودش انجام بشه تا هدفدار باشه... مثلا نباید موقع عصبانیت، توهین کرد... نباید حرمت هارو شکست... اما باید حرف حق و گفت با رعای
روزمرگی تلخ
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
خیلی بده که همسرت که همه چیز و همه کسته حرفتو نفهمه... به جای درک کردن موضوع، بهت بی احترامی کنه...احساس میکنم دیگه زندگیمون هیچ چیزی واسه از دست دادن نداره...تمام فرمول های خوشی و دوست داشتنمون از دست رفت...حتی وقتی در آشتی باز بشه میشه این کدورت ها رو از بین برد ولی نمیشه فراموش کرد...دلم یه دوست ...
اللهم اشف کل المریض!!!
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
یه دیونه ای تو این وبلاگ هست که معلوم نیست کیه... نمیدونم منو با کی اشتباه میگیره... بعضی وقتا خصوصی کامنتای بی ادبانه میذاره با حذف مشخصات خودش... فک کنم طفلک مریضه... مشکل داره... حرفاش اصلا ربطی به من نداره و در کل بی پایه و اساسه... حتی متوجه نشده من خانومم... فک میکنم اقا هستم!!! هرکی هست خدا ش...
چراغ خاموش
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
یه دلخوشی قشنگ پیدا کردم... از اون دلخوشیای ناب... از اونا که بعد کلی کلنجار رفتن با خودت میری سراغش...
مستی
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
بعد مدتها، مست کردنم فاز خودش و داره... امروز رفتم تو حالش...کار من از یه پیک دوپیکگذشته ساقی شرابم بده...
دلسردی
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
خدا نکنه به اون درجه برسی که از همسرت سرد بشی...دیگه بی صبرانه منتظر نمیشینی که از سرکار بیاد و بری استقبالش...دیگه با عشق غذا درست نمیکنی...دیگه مثل قبل عزیزم گفتن هاش دلتو نمیلرزونه...دیگه دوسش نداری...دیگه خوبیاشو هم نمیتونی ببینی فقط تک تک بدیهاش میاد تو ذهنت...دیگه از محبت کردنش هم بیزار میشی.....
روزمرگیم
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
این کرونای لعنتی نمیذاره به دلخوشیم برسم...الان پنج روز از قهرم با همسر میگذره... حتی رغبت ندارم بهش نگاه کنموقتمو با دوستام پر میکنم... یه رازی تو سینهدارم که فقط خودم میدونم... همونطور که گفتم چراغ خاموش...
ترکش نمیکنم
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:42
تصمیم خودمو گرفتم... میرم سراغش... بدون اوننمیتونم زندگی کنم... عذاب وجدان به هیچ جامم نیس... واقعا به خودم حق میدم تو این شرایط...